
ای بوسه ات شراب و ، از هر شراب خوش ترساقی اگر تو باشی ، حالم خراب خوش تربی تو چه زندگانی ؟ گر خود همه جوانیای با تو پیر گشتن ، از هر شباب خوش ترجز طرح چشم مستت ، بر صفحه ی امیدمخطی اگر کشیدم ، نقش بر آب خوش ترخورشید گو نخندد ، صبحی تتق نبنددای برق خنده هایت ، از آفتاب خوش ترهر فصل از آن جهانی است ، هر برگ داستانیای دفتر تن تو ، از هر کتاب خوش ترچون پرسم از پناهی ، پشتی و تکیه گاهیآغوش مهربانت ، از هر جواب خوش ترخامش نشسته شعرم ، در پیش دیدگانتای شیوه ی نگاهت ، از شعر ناب خوش تر...
ادامه مطلب
شعر شاعرانه پاییزی بـهــــار مـــن! بــپــذیــرم بــه شــعـر پـایـیــزی غــزل غـــزل بــه فــدایت اگـرچــه ناچـیز است هنــوز بــوی تـــو دارد هـــوای شــعــر و غـــزل خوشـا که شعـر تو هـمـچون شکـوفه نوخیز است...
ادامه مطلب